روي پيراهن چروكین كاغذ پر حروف ديشبم را با نخ و سوزن حرف هاي امشبم وصله زده ام
روي كوري گره ريسمان ريسه هاي احساس عريانم را از فرط قه قهه محكم كرده ام
روي پيراهن چروكین كاغذ پر حروف ديشبم را با نخ و سوزن حرف هاي امشبم وصله زده ام
چگونه مي توان به آن كس كه مي رود اينسان صبور، سنگين، سرگردان فرمان ايست داد... در سرزمين قد كوتاهان معيار هاي سنجش هميشه بر مدار صفر سفر كرده است... چرا توقف كنم.