لکه
.........
لکه های به جای مانده، در جای مانده
>
لکه های درمانده...
..................................
لک
ــــ+ـ
لکه لکه لک
لکه های جا افتاده، در جا افتاده
<<
لکه های تک تک از هم جدا افتاده
یا که کار افتاده
..
. ..............
لک
.
چون لکه ای کهنه از لذتی خیس
خشکیده
~~~~~~~
+(__
لک
/.
چون لکه ای تکه تکه در کلامی لکنت دار
که با تمام وجود می گوید:
دو دو دووسسست ت تت دا دا دااار ررم
++++++++++++++
=
چون لک لک
آری لکه لکه لک لک
بسان لکه های لک از دور
در دید تفنگی دوربین دار
از نزدیک
ـــــــ ـــــــــــــــــــــــــــ
×............
چون لکه ای من
میان لکه های روی شیشه ی عینکی که برای توست
و تویی که برای من
(((((«««««
لک
لک
چون لکه ای به روی کلاف های شکافته ی کلافیدگی های آن فرد الکلی
کافی نیییییییسسسسسسسسسستتتتتت
------
=
و لکه ای تو
به روی کلامم
که گفتی: کافیست
_______________________________________________
پ.ن2: شنیده بودم پشه های نر خون نمی خورن و از گیاه تغذیه می کنن و فقط پشه های ماده خون خوارن.
الان که دارم می نویسم، در همین حالا؛ یه خانم پشه ی گرسنه ی کوچولو روی بازوی چپ من نشسته و دو تا پاهای نحیف و ظریف عقبش رو با ناز داده بالا و با ولع بسیار داره خون من رو می مکه... نمی دونم چرا دلم نمی یاد بپرونمش.


